کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )     امروز 16 شهريور ماه ، 1389
 
P O P B R A P | This Is The Biggest Persian Music Porrtal: تالار گفتمان

 
پاپ بي رپ - نمايش موضوعات - داستان عاشقانه فوق العاده درام
 سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان   جستجو    ليست كاربران   گروههاي كاربري    مشخصات   ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي   ورود به سيستم
داستان عاشقانه فوق العاده درام

 
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع ارسال تشکر    پاپ بي رپ صفحه اول انجمن -> انجمن
 
نويسنده پيغام

BEHNAM70
مبصر انجمن
مبصر انجمن

وضعيت: آفلاين
28 دي ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 945
امتياز: 4735
تشکر کرده: 5
تشکر شده 224 بار در 142 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: شنبه، 4 ارديبهشت ماه ، 1389 22:46:59    موضوع مطلب: داستان عاشقانه فوق العاده درام پاسخ همراه با اعلان

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: طراوت، دخترم ، در را باز کن. طراوت جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.طراوت ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دستطراوت یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای طراوت میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :






سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.



دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی طراوتت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی طراوتت تا آخرش رو حرفاش موند. علی طراوتت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش..




یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیفته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….




پدر طراوت نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و به هم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست طراوت اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و طراوت بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از BEHNAM70 تشکر کرده اند metalbaz, Vishka_rahmani
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
 
نويسنده پيغام

sogandi
استاد انجمن
استاد انجمن

وضعيت: آفلاين
3 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 6522
امتياز: 32950
تشکر کرده: 18
تشکر شده 54 بار در 49 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1389 09:24:33    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

مرسی Razz
قشنگ بود Sad

_________________
سكوتي تلخ /در افقي كور/خاطره اي محو/
از زندگي و نور/شكستي بي صدا/از اميدهاي پوچ/
غرق در تيرگي/اين همدم هميشگي/بنگر به اين زندگي/اسارت و بردگيست
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه MSN
 
نويسنده پيغام

Mili_PBR
مدیر سايت
مدیر سايت

وضعيت: آفلاين
25 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 52
امتياز: 2285
تشکر کرده: 0
تشکر شده 2 بار در 2 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1389 11:38:09    موضوع مطلب: .:. پاسخ همراه با اعلان

دمت گرم خیلی باحال بود کف کردیم Sad Crying or Very sad
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

metalbaz
کاربر ویژه
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
1 مهر ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 337
امتياز: 9878
تشکر کرده: 83
تشکر شده 53 بار در 28 پست

محل سكونت: دهکده متال

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1389 12:06:11    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

ممنون خیلی قشنگ بود اشکمو در اورد Sad Crying or Very sad Crying or Very sad
_________________
آره من روانی ام روانی
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
 
نويسنده پيغام

teymoorlang
سرپرست انجمن
سرپرست انجمن

وضعيت: آفلاين
22 شهريور ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3032
امتياز: 16144
تشکر کرده: 6
تشکر شده 332 بار در 227 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1389 13:08:55    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

ممنون Crying or Very sad Crying or Very sad
_________________
حتما قوانين سايت رو مطالعه كنيد
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه AIM شناسه Yahoo شناسه MSN
 
نويسنده پيغام

Vishka_rahmani
کاربر ویژه
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
4 تير ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 387
امتياز: 3259
تشکر کرده: 133
تشکر شده 23 بار در 16 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1389 17:12:36    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

ممنون خیلی قشنگ بود Razz Razz Razz
_________________
در حضورِ یک نسیم، از علف ها بگذرم،

یا که نه؟! بنشینم و

قطره های بی‌دلِ مردآسمان
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

raz


وضعيت: آفلاين
27 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 9
امتياز: 45
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1389 23:45:25    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

khob bod vale ino boro ba pedar ma dara bagoo na ki daghe dela ma roo taze mekone
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

raz


وضعيت: آفلاين
27 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 9
امتياز: 45
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1389 23:49:39    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

خوب بود ولى اينو برو به pedar و madar ha تعريف كن نكه داغ دل ما را تازه ميكونى
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   پاپ بي رپ صفحه اول انجمن -> انجمن

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 



 

Powered by phpBB & Farsi Project By PHPNuke.ir

صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما
www.PopBrap.Us


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

www.phpnuke.ir